برچسب:
نویسنده: بردیا حسینیان
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینیان
حرف های ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!
نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۳ساعت ۴:۲۶ ب.ظ توسط ستاره| |
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینیان
زندگی را ورق بزن
هر فصلش را خوب بخوان
با بهار برقص
با تابستان بچرخ
در پاییزش عاشقانه قدم بزن
با زمستانش بنشین
و
چایت را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش
زندگی را باید زندگی کرد
آنطور که دلت می گوید
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت ۴:۲ ب.ظ توسط ستاره| |
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینیان
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینیان
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینیان
تونستم با وجودم یک موجودی رو به وجود بیارم که وجودم به وجودش بستست
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینیان
خسته ام از مردمي كه دغدغه ي شبانه روز ما هستند
ولي كار و بيماري ما ، كوچكترين دغدغه اي براي آنها نيست...
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینیان
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینیان
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینیان
چه کارت با دل مردم
تو واجب را بجا آور
رها کن مستحب ها را...
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینیان
چاره نیابی جز اشک؟
من به این چاره ی بیچاره دچارم هرشب...
برچسب:
نویسنده: بردیا حسینیان